داستانهای واقعی از "راز"
معجزهء شکرگزاری ( 13 )
مغناطیس جذب:
شکرگزاری و سپردن به خدا (رها کردن) معجزه میکند قبلا گفتم که درس سمینار من که با یک استادی گرفته بودم و امادگی هم نداشتم، استاد قول داده بود که نمره اشو را برایم وارد کند ولی بایستی اسم من درلیستش ثبت بشود.
" من کارنامه ترمم رادر اتاقم چسباندم وبرای هردو سمینار برای خودم نمره 20 ثبت کردم و از خدا شکر گذاری کردم و به او سپردم ". بعد از اینکه به کارشناس گروه مشکل را گفتم او همان استاد را برای درسها در سایت تعریف کرد. وقتی من به استاد اطلاع دادم که اسم من در لیستش رفته استاد برای درس سمینار2 نمره 19.5 وارد کرده بود ولی درس سمینار 1 مسدود شده بود.
بعد از تحقیق فهمیدیم که سمینار 2 من باسم استاد دیگری ثبت شده! او استاد راهنمای من بود و معاون دانشگاه بود! وقتی فرم تک درس را پیشش بردم نمره 20 را روی برگه نوشت.با خوشحالی برای امضا مدیرگروه و..بردم ولی مشکلی که داشت این بود که این درس برای ترم سه بود ومن ترم پنج! گفتند ممکنه بهش گیر بدند خلاصه خودم برگه را گرفته پیش کارشناس آموزش دانشگاه بردم اول دونفری من منی کردند ولی وقتی دیدند امضا واسم استاد راهنمای من یعنی معاون دانشگاه روش هست برخلاف دانشجوی قبلی که برگه اش برگشت خورده بود شکر خدا نمره من ثبت شد. حالا خودم را برای دفاع روز شنبه آماده میکنم .
معجزهء شکرگزاری ( 12 )
سلام دوستان. من میخواستم جذبی که از طریق شکرگزاری واسم اتفاق افتاده رو واستون بگم.
من ال سیدیه گوشی نوکیام سوخته بود گوشیم حدودا یه سال تو خونه افتاده بود چون من گوشی جدید گرفته بودم دیگه نوکیامو نبردم که تعمیر کنم .
هر دفعه هم که روشنش میکردم ببینم شانسی درست شده یا نه می دیدم خبری نیست. تصمیم گرفتم از شکرگزاری استفاده کنم. خداروشکر میکردم که گوشی نوکیام سالمه مثل روز اوله. دو روز بعد که گوشی رو روشن کردم دیدم بلههههههههههههه. صفحه گوشیم بالا اومده.
خدای عزیزم و کائنات ازتون سپاسگزارم.
2) نمره ی ریاضی
سلام دوستای گلم. دو ترم بود که ریاضی رو از ترس اینکه بیفتم حذف میکردم. ترم 3 تصمیم گرفتم واحدشو بگذرونم. رو کمد دیواریه اتاقم یه کاغذ چسبوندم روش بزرگ نوشتم حتما 20 . وقتی نگاش میکردم خیلی بهم روحیه میداد.
خلاصه رفتم امتحان دادم. حتی یه نمره ام جواب درست نداده بودم. از خودم یه چیزایی در آورده بودمو نوشتم که فقط کاغذ امتحانم سیاه شه..رفیقم که میگفت ریاضی رو خوب داده شد 10 . من که همه رو از خودم در آورده بودمو یه نمره هم درست جواب نداده بودم شدم 11.نمیدونم این 11 نمره از کجا اومد.
واقعا قانون جذب جواب میده.سپاسگزارم.سپاسگزارم.سپاسگزارم.
معجزهء شکرگزاری ( 11 )
از موقعی که خواسته هایم را با شکرگزاری همراه میکنم بعد به خدا می سپارم سریع به خواسته هایم میرسم.
من دو واحد سمینار داشتم که قبل از دفاع پایان نامه ام باید ارائه بدهم مدتی بود پیش استادم نرفته بودم سمینارم کاملا اماده نبود ولی باید سریع تحویل میدادم.
من روی گوشی موبایلم ازخدا شکر گزاری کردم که نمره سمینارم را گرفتم. بسمت دانشگاه رفتم که استاد را ببینم و سمینارمو ارائه بدم گفتم امروز با نمره میام خونه.
وقتی استاد را دیدم و باهاش صحبت میکردم گفت چرا اسمت توی لیست من برای درس سمینار نیست گفت نمره سمینارت باید قبل ازدفاع باید ثبت بشه اگر بود زودتر از اینا برات رد میکردم و گفتش فایل سمینارتو بده من و هرموقع اسمت توی لیست اومد خبر بده برات نمره شو رد کنم. تعجب کرده بودم و خدا را شکر کردم که نمرشو راحت گرفتم.
معجزهء شکرگزاری ( 10 )
چند روز پیش به مقدار پولی نیاز داشتم که نمیدونستم چطور باید جورش کنم
اما اصلا نگران نبودم و مرتب شکرگزاری میکردم که پول مورد نیازم رو دارم..تو استیک نوت لپ تاپم عنوان کاری که میخواستم با پولم انجام بدم رو نوشتم و زیرش نتوشتم: سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم برای فراهم شدن پولم
بعد دو روز داشتم نماز میخوندم که پدرم اومد خونه و یه دسته پول گذاشت کنار سجادم..بعد که شمردمش دیدم مقدار کمی از اون چیزی که نیاز دارم رو کم داره اما باز خوشحال بودم و سپاسگزاری کردم
دیدم غروب همون روز باز پدرم باقی پول رو بهم داد بدون اینکه بدونه من چقدر نیاز دارم
الحق که شکر گزاری معجزه میکنه
معجزهء شکرگزاری ( 9 )
من به شكرگزاري ايمان كامل دارم و ميدونم كه اصلي ترين و قويترين كليد موفقيته! و معتقدم اگه كليد طلاييِ " شكرگزاري " رو توي دستامون داشته باشيم به هر چيزي كه ميخوايم خيلي زود ميرسيم قبلا نوشته بودم كه يه دفتر شكرگزاري دارم و توي اون شكرگزاريهامو مينويسم اما اين هفته تصميم گرفتم كه منم دوره 28 روز شكرگزاري رو شروع كنم. امروز براي چند ساعتي طولاني برق نداشتيم با اينكه روزم رو با شكرگزاري شروع كرده بودم اما حسم ميگفت كه يه جاي كار ميلنگه!! اول سعي كردم در مورد روشنايي و نور سپاسگزاري كنم و بعد تجسم كردم كه برق اومده و از اين بابت خوشحالم. ولي باز همون حس رو داشتم! همش داشتم به اين موضوع كه توي كتاب قدرت هست كه ميگه "زندگي با شما ارتباط برقرار ميكنه و هيچ رويدادي تصادفي نيست و حاوي پيامي براي شماست " فكر ميكردم ولي به جواب نمي رسيدم تا اينكه موقع ناهار مادرم با خنده بهم گفت :" آدم اينجور موقع ها بايد قدر اديسون رو بدونه " تازه فهميدم كه امروز رو بايد از مخترعين تشكر كنم مثل اينشتين كه از همه تشكر ميكرد! رفتم توي اتاقم و توي آينه نگاه كردم و گفتم"خدايا از اديسون و تمام كساني كه باعث شدن نور و روشناي به خانه هايمان بياد و كاري كردن كه ما زندگي بهتري داشته باشيم و از زندگيمون لذت ببريم تشكر ميكنم و از تو هم براي خلق اين انسانهاي ارزنده تشكر ميكنم " به يك دقيقه نكشيد تا اومدم پشت ميزم بشينم مامانم بهم گفت : سارا برق اومد !!! من فقط اينجوري شده بودم واقعا شكرگزاري معجزه ميكنه ! فقط كافيه كه ايمان داشته باشيم اين اولين تجربه از معجزه ي شكرگزاري من بود هر چند كوچيكه اما خواستم شاديمو با شما هم قسمت كنم. موفق باشيد دوستان گلم
معجزهء شکرگزاری ( 8 )
این شکرگزاری واقعا معجزه می کنه .من امروز روز هفتم دوره 28 روزه شکرگزاری بودم(شمیــــــــــم عقب افتادم ) همون روزی که گفته سرکار فکر کنین یه رئیس باهاتونه و موارد شکرگزاریتون رو می نویسه و بابت اتفاقات کارتون شکرگزاری کنین .من امروز اون 10 مورد شکرگزاری صبحم رو هم چند موردش رو در مورد کارم نوشتم و اتفاقات خوبی افتاد. اول از همه که رفتم ماشینم رو توی پارکینگ نزدیک شرکت پارک کنم مسئول پارکینگ بهم گفت امروز مهمون ما باش نمی خواد پول بدی باورم نمی شد چون هر روز 3000 تومن باید پول پارکینگ می دادم .همون موقع گفتم خدایا شکرت. رئیس جان بنویس
بعد رفتم سرکار پروژه ای دستم بود که مشتری شدیدا بهش گیر داده بود و چند روز بود درگیرش بودم .دوباره تغییراتی روش دادم و به مشتری نشون دادم مشتری همون لحظه اول گفت این عالیه. همونی شده که می خواستم. حدایا شکرت.رئیس جان بنویس
سومین اتفاق خوب هم این بود که عصر رئیسم صدام زد و گفت من فیش حقوقی تو رو نگاه کردم و احساس کردم حقوقت باید اضافه بشه و مبلغی رو به عنوان اضافه حقوق گفت که از این ماه به حقوقم اضافه می شه. این دیگه باورنکردنی بود چون من خودم اعتراضی به حقوقم نکرده بودو و از همه مهمتر اینکه ما اول سال قرارداد می بندیم و دیگه حقوقمون همونیه که اول سال تعیین می شه. ولی شکرگزاری معجزه کرد. خدایا شکــرت، شکــرت،شکــرت
معجزهء شکرگزاری ( 7 )
راستش من به این نتیجه رسیدم که ما وقتی از صمیم قلب شکرگزاری میکنیم انگار خدا بیشتر ازمون مواظبت میکنه. مثلاً همین امروز صبح من میخواستم برم دانشگاه و چون سرماخورده بودم تصمیم گرفتم به جای اینکه پیاده برم با پدرم که همون موقع داشت با ماشین میرفت برم (با اینکه معمولاً این کار رو نمیکنم چون خیلی رابطۀ صمیمانه ای با پدرم ندارم) اما توی راه که داشتیم میرفتیم بابت پدرم و اینکه هست و سالمه و به خاطر ما این همه کار میکنه از ته دل خدا رو شکر کردم. بعد وقتی که پیاده شدم تا سوار تاکسی های انقلاب بشم یهو فهمیدم کیف پولم رو جا گذاشتم. یه لحظه موندم که چکار کنم بعد سریع یاد پدرم افتادم و بهش زنگ زدم خوشبختانه خیلی دور نشده بود بهم گفت با تاکسی بیام و یه لحظه بایستم و ازش پول بگیرم که همنیطور هم شد! می خوام بگم اگر خودم پیاده رفته بودم باید دوباره اون هم مسیر رو برمیگشتم خونه تا کیف پولم رو بردارم و شاید به کلاسم خیلی دیر میرسیدم و استادم راهم نمیداد یا اینکه مجبور میشدم دربست بگیرم و خب پول بیشتری میدادم!!! و البته باعث شد که من بیشتر شکرگزاری کنم بابت پدرم
یکی دیگه اش اینکه چون من کار میکنم و کارم همش همراه با انواع و اقسام جلسه هاست وقتی ارشد قبول شدم نگران بودم که نکنه اینها با کلاسم تلاقی کنه. اما مدام شکر میکردم که برنامه ام عالیه و مشکلی برام پیش نمیاد و همینطور هم شد. جالب اینکه یک جلسه خیلی مهمی که دارم و همش نگرانش بودم، دقیقاً ساعتش زمانی افتاده که من کلاس ندارم! یعنی اولش داشتم بعدش یهویی جاش عوض شد!!!
و اصلاً راستش رو بخواین از وقتی من دانشگاه قبول شدم همش نگران کارم بودم ولی به خاطر مشکلات بودجه که الان خیلی مطرحه، کارمون محدودتر و فشار کار قدری کمتر شده
معجزهء شکرگزاری ( 6 )
تجربه دیگر من از شکرگزاری
هفته پیش تو مترو 1 خانوم دیدم با مانتو شلوار سورمه ای کیف و کفش زرد انقدر دلم کیف و کفش زرد خواست. دیدم چقدر خوب با سورمه ای ست می شه. موقع خرید هیچ وقت به کیف و کفش زرد توجه نکرده بودم. از مترو که پیاده شدم دیگه همه چیز فراموشم شد. تا جمعه که رفتم منزل خواهر شوهر عزیزم( الهی فداش بشم) یه کیف زرد بهم هدیه داد منو می گی
اونقدر از خوشحالی بالا پایین پریدم و ذوق کردم که همسرم بنده خدا فکر کرد من مشکلی چیزی پیدا کردم
آخه فکرشم نمی کردم
هنوز هم باورم نمی شه چون من تازه از خواهر شوهر جان کادو گرفته بودم و اینکه هر چیزیو پیش بینی می کردم الا کیف زرد
همسرم بعدا پرسید آخه یه کیف زرد انقدر خوشحالی داشت؟؟؟؟؟؟ تو رو تاا به حال این طوری ندیده بودم!!!!!!!!
گفتم آخه من چند روز پیش یک لحظه دلم کیف و کفش زرد خواست
حالا مانتو شلوار سورمه ای هم می خوام که اونو شما باید زحمتشو بکشی
خدایا سپاسگزارم که هرآنچه می خواهم فورا از بهترین راه ها به من عطا می کنی
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
معجزهء شکرگزاری ( 5 )
ادامه تجربيات من از شكر گذاري
من در طول دوره شكرگزاريم هداياي زيادي گرفتم. روز اولشو كه گفتم براتون بقيه روزها هم همينطور از خوراكيهاي خوشمزه و مورد علاقه ام گرفته تا عطر گرون قيمت، وسايل تزئييني، دعوت به رستوران،دعوت به مسافرت و ... كه هر كدومش داستان داره ولي من دعوت به مسافرتو براتون مي گم.
به مسافرت دعوت شدم ولي رفتنم خيلي دير قطعي شد. آخرين روز كاريه هفته پيش كه منتهي بود به تعطيلات آخر هفته و آخر شهريور. با ترمينال تماس گرفتم براي بليط اتوبوس هر تعاوني تماس گرفتم بليط نداشتند. وقتي بليط اتوبوس نبود پيدا كردن بليط هواپيما محال بود.
با يكي از همكارام كه مسئول گرفتن بليط تماس گرفتم و خواهش كردم اگر امكان داره برام بليط بگيره. ولي گفت 2 پرواز امروز هست كه هردو پره
اون روز تمرين سپاسگزاري من مرور كل برنامه هاي روز تا آخر شب و سپاسگزاري براي انجام شدن همه آنها به بهترين نحو بود.
ساكمو بستم و فقط از صبح كارم شده بود مرور برنامه سفر و سپاسگزاري براي انجام همه آنها.
خلاصه اينكه عصر به طور معجزه آسا يه ماشين رايگان منو برد فرودگاه،اونجا هم معجزه آسا با وجود ازدحام زياد براي خريد بليط، بليطم اوكي شد، در شهر مقصد به استقبالم اومدن،4 روز سفر بسيار خوب با كمترين هزينه، به رستوران خارجي دعوت شدم و در طول اين سفر كلي هم خوراكي ها ي خوشمزه هديه گرفتم و جاهايي كه نديده بودم را ديدم.
همه را مديون سپاسگزاري هستم.
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
معجزهء شکرگزاری ( 4 )
یه تجربه دیگه که امروز واسم پیش اومد.مربوط به تمرین روز چهاردهم(یک روز با نشاط داشته باشید)از کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن :
صبح که داشتم آماده میشدم تا برم بیرون کارامو انجام بدم موقع لباس پوشیدن، صبحونه خوردن،کفش پوشیدن،آرایش کردن حتاهی تو دلم سپاسگزاری میکردم.بعدشم بابت روزی که در پیش دارم.سپاسگزاری میکردم که جای پارک گیرم میاد.سپاسگزاری میکردم که رفتم دکتر ، اونجا خلوت ه.که کارم زود راه افتاده.که هوا عالی و خنکه.و کلا برای خوب پیش رفتن همه کارام سپاسگزاری کردم.
نتیجه ش این شد که جای پارک عالی گیرم اومد!
وقتی رفتم دکتر همون موقع نوبتم شد!
انقد خلوت بود که کار مامانم 2ساعت زودتر از همیشه تموم شد و جالب اینجا بود که همه دکترا و مریضای اونجا هی میگفتن :عجیبه دوشنبه ها همیشه شلوغ ترین روز کاری مون بوده.چقدر زود تموم شد!!!
هوا هم عالی بووووووود و برعکس همیشه اصلا گرمم نشد.
همه هم بهم لبخند میزدن!
هنوز روز تموم نشده ولی منتظر خبر خوبی م که قراره امروز بهم برسه.بابتش از همین الان سپاسگزارم
معجزهء شکرگزاری ( 3 )
شميم جون ممنون كه اين بخشو ايجاد كردي
بعضي ها معتقدند نبايد موهبتهايي كه خدا بهمون مي ده به ديگران بگيم چون اين موهبت قطع مي شه. ولي من معتقدم اگر از روي فخر فروشي باشه قطع مي شه نه اينكه از روي خير خواهي. من تجربياتمو با ديگران سهيم مي شم تا اونها تشويق بشن اين تمريناتو انجام بدن و از موهبتها و بركات اون بهره مند بشن.
من هم تو اين مدت (20 روز از شروع دوره سپاسگزاريم مي گذره) خيلي تجربيات خوب و شيريني داشتم.
اولين تجربه:
دو روز و هر بار به مدت 4-3 ساعت با خواهرم دنبال خريد مانتو و تي شرت بودم. يا مدلها رو نمي پسنديدم يا اونهايي كه مي پسنديدم قيمتهاي نجومي داشت. عاقبت 2 مانتو ساده براي محل كار خريدم و به خواهرم گفتم به دلم نيست بيشتر از اين براي مانتو مهموني وقت بذارم. هر موقع يه مدل قشنگ ديدم مي گيرم.
همون شب كه مصادف بود با اولين روز شروع تمرينات خواهر شوهر عزيزم 1 مانتو مهموني خيلي شيك و 2 تا تيشرت خوشگل بهم هديه داد ،اون هم بدون هيچ مناسبتي.
تجربيات بعديمو بعدا مي گم.
معجزهء شکرگزاری ( 2 )
این کتاب معجزه شکرگزاری واقعا عالیه من اون موقع که داشتم انجامش میدادم یه روزش هست که میگه هرکاری رو که میخواید انجام بشه بگید مرسی از نتیجه عالی . منم یه کفش مدلشو از اینترنت ورداشته بودم داده بودم برام بدوزن 3 ماه بود که بهم نداده بودن همش میگفتن جنساش پیدا نمیشه و از این حرفا بعد که من این کتابو خوندم همش میگفتم مرسی از نتیجه عالیه کفشام 2هفته نشد که کفشام آماده شد خیلی خوشحال بودم اصلا باورم نشد که انقدر زود شکرگزاری جواب بده.
معجزهء شکرگزاری ( 1 )
به پیشنهاد شبنم - الف عزیز ، بخش جدیدی به وبلاگ اضافه شد . در این بخش شما می تونید تجربیاتتون رو که بر اساس تمرینات 28 روزهء کتاب " معجزهء شکرگزاری " راندا برن ( Magic ) به دست آوردید با بقیه به اشتراک بگذارید ؛ تا بقیه دوستان هم از نتایج معجزه آسای این تمرینات آگاه بشند .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جادوگر دریا :
این سپاسگزاری آسونترین راهه.اصن معجزه میکنهههههههههه
اون قسمت که باید هرروز با عکس 3نفر حرف بزنیم و ازشون سپاسگزاری کنیم.خب؟من هرشب این کارو انجام میدادم.
تا اینکه دیروز چند نفر بهم گفتن دیدی فلانی چقد باهات خوب شده؟فقط هم با تو اینجوریه.چه شانسی داری!!
فک کــــــــــــــــــــــــــــــــــن
اصل تمرین :
1 .سه تا از نزدیکترین ارتباط هاتان را برگزینید و عکس فرد مورد نظرتان را جمع آوری کنید .
2 . همانگونه که عکس را پیش رو گذاشته اید ، پنج چیزی را که به خاطرشان از آن فرد سپاسگزارید در دفتر یا کامپیوتر خود بنویسید .
3. هر جمله را با کلمه سپاسگزارم شروع کنید و هر بار نام فرد مورد نظر و آنچه را که به خاطرش سپاسگزارید به طور خاص بر زبان آورید.
4 . این سه عکس را به همراه خود داشته باشید و در جایی بگذاریدشان که اغلب بتوانید آنها را ببینید . دست کم سه بار به هر عکس نگاه کنید و با صاحب تصویر حرف بزنید و با گفتن کلمهء سپاسگزارم و بیان نام آن شخص از او سپاسگزاری کنید .
خداوند حامی ما بندگان است